ملا خليل بن غازي القزويني

86

صافى در شرح كافى (فارسى)

فضّه « 1 » ، پس به تحقيق ثابت كرد او را به حالِ مخلوقانِ ساخته شدگان كه مستحقّ نمىشوند ربوبيّت را . اصل : « وَلكِنْ لَابُدَّ مِنْ إِثْبَاتِ أَنَّ لَهُ كَيْفِيَّةً لَايَسْتَحِقُّهَا غَيْرُهُ ، وَلَا يُشَارَكُ فِيهَا ، وَلَا يُحَاطُ بِهَا ، وَلَا يَعْلَمُهَا غَيْرُهُ » . شرح : اين كلام ، بدلِ « وَلكِنْ لَابُدَّ مِنَ الْخُرُوج » تا آخر است براى تصريح به مراد . يُشَارك ، به كسر راء و فتح راء مىتواند بود . يعنى : وليك چاره و بِدَر رَوى نيست از اقرار به اين كه اللَّه تعالى را ذاتى - كه اگر تعبير از آن كنند به اسمِ جامدِ محض ، خواهد بود - هست كه مستحقّ آن نمىشود غير او از كائنات بالفعل و شريك نمىكند در آن ديگرى را از كائنات آينده و فرو گرفته نمىشود به آن در اذهان و غير آنها ؛ و نمىداند آن را غير او . اصل : قَالَ السَّائِلُ : فَيُعَانِي الْأَشْيَاءَ بِنَفْسِهِ ؟ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام : « هُوَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يُعَانِيَ الْأَشْيَاءَ بِمُبَاشَرَةٍ وَمُعَالَجَةٍ ؛ لِأَنَّ ذلِكَ صِفَةُ الْمَخْلُوقِ الَّذِي لَاتَجِيءُ الْأَشْيَاءُ لَهُ إِلَّا بِالْمُبَاشَرَةِ وَالْمُعَالَجَةِ ، وَهُوَ مُتَعَالٍ ، نَافِذُ الْإِرَادَةِ وَالْمَشِيئَةِ ، فَعَّالٌ لِمَا يَشَاءُ » . شرح : گفت پرسنده كه : پس بنابر اين كه تدبيرِ اللَّه تعالى منقطع نمىشود از مخلوقات - چنانچه مذكور ساختى در « لِوُجُودِ الْمَصْنُوعِينَ ، وَالاضْطِرَارِ إِلَيْهِمْ » تا آخر - آيا به تَعَب مىكند چيزها را به خودى خود ، نه به نايب و وكيل ، چنانچه زَنادقه ، عقل فعّال قرار مىدهند ؟ گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه : او بزرگ‌تر از آن است كه به تَعَب كند چيزها را به نزديك شدن به مادّهء آنها و دست و پا جنبانيدن در فعلِ آنها ؛ چه آن تعب كشيدن ، حالِ مخلوق است كه به فعل نمىآيد چيزهايى كه مراد اوست مگر به نزديكى و دست و پا جنبانيدن ؛ و اللَّه تعالى بلند مرتبه است ، گذرا است اراده و خواهش او ، به غايت كننده

--> ( 1 ) . نقره .